🏛 سنگریزههای زیر پا — قسمت 3 از 3
در سالهای دور، وقتی یارانه از مسیر درست خارج میشد، بازار مثل خانهای که سقفش را با کاغذ چسبانده باشند، هیجانزده و در عین حال لرزان میشد. تاریخ نشان میدهد در دورههایی که حمایتهای مستقیم به سمت هدفمندی سوق پیدا کردند، بازار با یک شوک جراحی مواجه شد؛ جراحیای که قرار بود بخشهای آسیبپذیر را نجات دهد اما ابتدا همه چیز را به لرزه انداخت.
ما به پایان این روایت رسیدیم؛ جایی که متوجه میشویم هدفمندی یارانهها، فراتر از یک تغییر در صورتحسابها، بازتعریف رابطه دولت و بازار بود. وقتی جریان نقدینگی از شکمِ همه به جیبِ گروه خاصی تغییر مسیر داد، تورم و قیمتها با عطشِ جدیدی به دنبال تعادل گشتند. این یک گذار سخت از حمایتهای گسترده و بیهدف به سمت یک ساختار دقیقتر بود که در مسیر خود، با مقاومتهای ساختاری و نوسانات شدید مواجه شد.
در نهایت، این جراحی نشان داد که اصلاحات اقتصادی بدون مدیریت دقیقِ تبعات اجتماعی، مثل راه رفتن روی لبه تیغ است. بازار یاد گرفت که با تغییر قوانین بازی، باید خودش را دوباره تعریف کند. اگرچه زخمهای اولیه عمیق بود، اما هدف اصلی یعنی بازگرداندن منابع به مسیر درست، ریشهای در اقتصاد نهادینه شد که اثراتش تا سالها باقی ماند.
💡 آینه امروز:
امروز هم وقتی صحبت از اصلاح ساختارهای حمایتی میشود، ترس از نوسانات قیمت با امید به عدالت توزیعی در هم میآمیزد. آنچه در آن دوران گذار گذشت، یادآور این نکته است که در اقتصاد، هیچ جراحی بزرگی بدون درد نیست، اما هدف نهایی، پایداریِ ساختار در برابر تلاطمهای غیرقابل پیشبینی است.
#تاریخ_ایران #ایرانوبان #اصلاحات_ساختاری
🔙 قسمت قبل: ⟦post:409|قسمت 2 سریال «هدفمندی یارانهها»⟧