🏛 مالیات، مدرسه و مقاومت نهادی — قسمت 2 از 3
وقتی حکومت قاجار میخواهد از توزیع منابع به قاعدهگذاری برسد، نخستین گلوگاه، نظام مالیاتی است. در آن ساختار، درآمد دولت به جای اتکا به یک نظام مالیاتی منظم، از مسیرهای پراکنده و وابسته به نفوذ میگذشت. نتیجه، ظرفیت پایین دولت برای تأمین هزینههای عمومی و اجرای برنامههای صنعتی و آموزشی بود.
امیرکبیر این گلوگاه را در دو جبهه هدف گرفت: ضدفساد در گردش مالی و تقویت زیرساخت آموزشی. هدف، تغییر قواعد بود، نه فقط جابهجایی افراد. اگر مالیات از رابطه با مأمور به قاعده با دفتر تبدیل شود، هزینه مبادله برای فعالان اقتصادی کاهش مییابد و پیشبینیپذیری بالا میرود. آموزش هم در این نگاه یک هزینه مصرفی نبود؛ سرمایهگذاری برای پر کردن خلأ نیروی انسانی ماهر در صنعت و اداره بود.
این تغییر قواعد، ظرفیت دولت را از دو سو تقویت میکرد: نخست از سو درآمد پایدارتر و شفافتر، دوم از سو توان اجرایی برای سیاستهای صنعتی. اما هر دو سو، منافع کسانی را تهدید میکرد که از وضع موجود رانت میبردند. مقاومت، نه فقط سیاسی، که اقتصادی بود؛ چون قاعدهمند شدن مالیات و آموزش، دسترسی انحصاری به منابع و نیروی کار را محدود میکرد.
پرسش قسمت بعد این است: وقتی نهادسازی به منافع گروههای مسلط میخورد، اصلاحگر باید از کدام مسیر ظرفیت دولت را تثبیت کند؟
💡 آینه امروز
اقتصاد ایران امروز هم با همان گره روبهروست: اگر قواعد مالیاتی شفاف و قابل پیشبینی نباشند و آموزش به مهارتهای مولد گره نخورد، ظرفیت دولت برای سرمایهگذاری، کاهش فساد و حمایت از صنعت محدود میماند.
#تاریخ_ایران #ایرانوبان #نهاد_و_حکمرانی
🔙 قسمت قبل: ⟦post:218|قسمت 1 سریال «امیرکبیر — نهاد و حکمرانی»⟧