🏛 بازسازی زیربنای قدرت — قسمت ۱ از ۳
در تالارهای قصر قاجار، جریان نقدینگی دولت نه از طریق نظامهای مالیاتی مشخص، بلکه از مسیرهای نامشخص و نفوذهای شخصی عبور میکرد. نبود ساختار نهادی، ظرفیت دولت را برای سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی محدود کرده بود. اقتصاد کشور در این دوران، بیشتر بر پایه توزیع منابع موجود بود تا خلق ارزش جدید.
ورود امیرکبیر با هدف تغییر این قواعد آغاز شد. تمرکز او بر اصلاحات ساختاری، از جمله مقابله با فساد و ایجاد زیرساختهای آموزشی، مستقیماً با توان مالی دولت گره خورده بود. او دریافت که بدون اصلاح نهادهای حکمرانی، هرگونه تلاش برای صنعتیسازی، با بنبست مالی مواجه میشود.
تلاش برای ایجاد نظم در سیستم مالیاتی و محدود کردن امتیازات طبقه حاکم، موجی از مقاومت را در میان صاحبان نفوذ برانگیخت. این تغییر در قواعد بازی، نه تنها بودجه را به سمت آموزش هدایت میکرد، بلکه جایگاه سنتی قدرت را نیز به چالش میکشید.